Review

/rɪˈvjuː/

فرانسوی کهن / لاتیناز Middle English وام‌گرفته از Old French / Middle French revue یا reveue به معنی «بازبینی، دوباره دیدن یا بررسی» می‌آید و در نهایت به ریشهٔ لاتین re- به معنی «دوباره» و videre به معنی «دیدن» برمی‌گردد. هستهٔ معنایی آن «دوباره نگاه کردن، بررسی کردن یا مرور کردن» است.

01

بررسی دوباره برای تصمیم‌گیری

رایجC1verb

to think or talk about something again in order to decide whether changes are needed or to make a decision about it.

دوباره دربارهٔ چیزی فکر یا صحبت کردن تا دربارهٔ آن تصمیم گرفته شود یا تغییرات لازم مشخص شود.


در این معنای اصلیِ فعل، review یعنی یک وضعیت، برنامه، توافق، سند، سیاست یا تصمیم را دوباره و با دقت بررسی کردن تا مشخص شود آیا باید همان‌طور بماند، تغییر کند یا بهتر شود. این کاربرد در محیط کار، مدیریت، آموزش، امور اداری و مکاتبات رسمی بسیار رایج است.


The committee will review the current policy next month.

کمیته ماه آینده سیاست فعلی را دوباره بررسی خواهد کرد.

Let’s review what has happened so far before we decide.

قبل از اینکه تصمیم بگیریم، بیایید مرور کنیم تا اینجا چه اتفاقی افتاده است.

He reviewed his options before accepting the job offer.

او قبل از پذیرفتن پیشنهاد شغلی، گزینه‌هایش را بررسی کرد.

The company is reviewing its security procedures after the incident.

شرکت بعد از آن حادثه، رویه‌های امنیتی خود را بازبینی می‌کند.

02

نقد کردن اثر

رایجB2verb

to write or give an opinion about a book, film, play, product, service, or similar thing.

دربارهٔ کتاب، فیلم، نمایش، محصول، سرویس یا چیزی مشابه نظر یا نقد نوشتن/دادن.


در این معنا، review یعنی چیزی مثل فیلم، کتاب، نمایش، رستوران، محصول یا سرویس را ارزیابی کردن و دربارهٔ آن نظر دادن؛ معمولا در روزنامه، مجله، وب‌سایت، برنامه یا پلتفرم آنلاین. این نظر می‌تواند مثبت، منفی یا ترکیبی باشد.


She reviews films for a local newspaper.

او برای یک روزنامهٔ محلی نقد فیلم می‌نویسد.

Customers are asked to review the product after using it.

از مشتریان خواسته می‌شود بعد از استفاده از محصول، دربارهٔ آن نظر بدهند.

The restaurant was reviewed very positively by several food bloggers.

چند بلاگر غذا آن رستوران را بسیار مثبت نقد کردند.

03

مرور برای امتحان

آمریکاییverb

to study again something you have already learned, especially before an exam.

چیزی را که قبلا یاد گرفته‌ای دوباره مطالعه یا مرور کردن، مخصوصا قبل از امتحان.


در انگلیسی آمریکایی، review می‌تواند یعنی مطالبی را که قبلا یاد گرفته‌ای دوباره برای امتحان مطالعه یا مرور کردن. در انگلیسی بریتانیایی برای این معنا بیشتر از revise استفاده می‌شود. این کاربرد در فضای کلاس، آزمون و درس بسیار رایج است.


We need to review algebra before the test tomorrow.

باید قبل از امتحان فردا جبر را مرور کنیم.

She spent the evening reviewing her notes.

او عصر را صرف مرور یادداشت‌هایش کرد.

The teacher gave us ten minutes to review before the quiz.

معلم ده دقیقه به ما وقت داد تا قبل از آزمون کوتاه مرور کنیم.

04

مرور پژوهش

تخصصی / دانشگاهیverb

to describe the main facts in academic research you have read and give your opinion about it.

نکات اصلی یک پژوهش دانشگاهیِ خوانده‌شده را توضیح دادن و دربارهٔ آن نظر دادن.


در بافت دانشگاهی و آموزشی، review یعنی پژوهش‌های علمی را خواندن، نکات اصلی، یافته‌ها یا استدلال‌های مهم آن‌ها را توضیح دادن و معمولا دربارهٔ آن‌ها ارزیابی یا نظر ارائه کردن. این کاربرد در عبارت‌هایی مثل review the literature، review previous studies و peer-reviewed research دیده می‌شود.


The article reviews several recent studies on language learning.

این مقاله چند پژوهش اخیر دربارهٔ یادگیری زبان را مرور و بررسی می‌کند.

Before writing the paper, we reviewed the existing research.

قبل از نوشتن مقاله، پژوهش‌های موجود را مرور و بررسی کردیم.

The researcher reviewed more than fifty peer-reviewed papers.

پژوهشگر بیش از پنجاه مقالهٔ داوری‌شده را بررسی کرد.

05

سان دیدن نظامی

رسمی / نظامیverb

when an important person formally visits and looks at military forces.

وقتی یک شخص مهم به‌صورت رسمی از نیروهای نظامی بازدید و سان می‌بیند.


در بافت نظامی و تشریفاتی، review یعنی یک شخص مهم به‌صورت رسمی از نیروهای نظامی بازدید کند و از آن‌ها سان ببیند؛ معمولا در یک مراسم رسمی یا رژه. این معنا تخصصی است و در مکالمهٔ روزمره کاربرد زیادی ندارد.


The president reviewed the troops during the ceremony.

رئیس‌جمهور در طول مراسم از نیروها سان دید.

The general reviewed the soldiers before the parade.

ژنرال پیش از رژه از سربازان سان دید.

06

بررسی یا بازبینی

رایجC2noun

the act of considering something again in order to make changes, give an opinion, or study it.

عملِ دوباره بررسی کردن چیزی برای تغییر دادن، نظر دادن یا مطالعه کردن آن.


به‌عنوان اسم، review می‌تواند به معنی عمل یا فرایندِ دوباره بررسی کردن چیزی باشد. این معنا دربارهٔ سیاست‌ها، عملکرد، حقوق، رویه‌های ایمنی، مجوزها، پرونده‌ها و مواردی به کار می‌رود که نیاز به بررسی رسمی یا دقیق دارند. عبارت‌های رایج آن شامل under review، annual review، performance review و come up for review است.


The new policy is currently under review.

سیاست جدید در حال حاضر در دست بررسی است.

The company conducts an annual review of employee performance.

شرکت هر سال بررسی عملکرد کارکنان را انجام می‌دهد.

A review of the safety procedures revealed several problems.

بررسی رویه‌های ایمنی چند مشکل را آشکار کرد.

07

نقد کتاب، فیلم یا محصول

رایجB1noun

a report or short article that gives an opinion about a book, film, play, product, service, restaurant, or similar thing.

گزارش یا نوشته‌ای کوتاه که دربارهٔ کتاب، فیلم، نمایش، محصول، سرویس، رستوران یا چیزی مشابه نظر می‌دهد.


به‌عنوان اسم، review اغلب یعنی نوشته یا گزارشی شفاهی که دربارهٔ چیزی تازه یا تجربه‌شده نظر می‌دهد؛ مثل کتاب، فیلم، نمایش، محصول، سرویس، هتل، اپلیکیشن یا رستوران. این یکی از رایج‌ترین معناهای روزمرهٔ این واژه است.


The movie got excellent reviews.

آن فیلم نقدهای بسیار خوبی گرفت.

I read three customer reviews before buying the laptop.

قبل از خرید لپ‌تاپ، سه نظر مشتریان را خواندم.

The restaurant has mixed reviews online.

آن رستوران در اینترنت نقدها و نظرهای ضدونقیضی دارد.

08

مرور یا مقالهٔ پژوهشی

تخصصی / دانشگاهیnoun

a piece of writing that summarizes and organizes the main facts in academic research and gives an opinion about it.

نوشته‌ای دانشگاهی که نکات اصلی پژوهش‌ها را خلاصه و سازمان‌دهی می‌کند و دربارهٔ آن‌ها نظر می‌دهد.


در انگلیسی دانشگاهی، review می‌تواند نوشته‌ای باشد که پژوهش‌های منتشرشدهٔ قبلی را توصیف، خلاصه، سازمان‌دهی و ارزیابی می‌کند. این معنا در عبارت‌هایی مثل literature review، systematic review و research review دیده می‌شود.


An effective literature review summarizes previous research clearly.

یک مرور ادبیات مؤثر، پژوهش‌های قبلی را به‌روشنی خلاصه می‌کند.

The team published a review of recent studies on sleep.

تیم یک مرور پژوهشی دربارهٔ مطالعات اخیر خواب منتشر کرد.

The review compares the findings of twenty different papers.

این مرور، یافته‌های بیست مقالهٔ مختلف را مقایسه می‌کند.

09

گزارش موضوعی

رسمی / کسب‌وکارnoun

a report that contains important information about a particular subject or activity.

گزارشی که اطلاعات مهمی دربارهٔ یک موضوع یا فعالیت مشخص دارد.


در کسب‌وکار، سیاست‌گذاری و نوشتار رسمی، review می‌تواند به گزارشی گفته شود که اطلاعات مهمی دربارهٔ یک موضوع، فعالیت، بازار، صنعت یا سازمان ارائه می‌کند. این معنا در عنوان‌هایی مثل market review، annual review یا telecoms review دیده می‌شود.


The agency published a review of the telecoms market.

آن نهاد گزارشی دربارهٔ بازار مخابرات منتشر کرد.

The annual review includes financial results and key achievements.

گزارش سالانه شامل نتایج مالی و دستاوردهای اصلی است.

Section two of the book contains a review of current business methods.

بخش دوم کتاب شامل گزارشی دربارهٔ روش‌های فعلی کسب‌وکار است.

10

حسابداری و مالی

تخصصی / مالیnoun

an examination of a business’s accounts to check that they follow accepted standards.

بررسی حساب‌های یک کسب‌وکار برای اطمینان از اینکه مطابق استانداردهای پذیرفته‌شده انجام شده‌اند.


در حسابداری و امور مالی، review یعنی بررسی حساب‌ها یا دفاتر مالی یک شرکت برای اطمینان از اینکه مطابق استانداردهای پذیرفته‌شده تهیه شده‌اند. این معنا با audit مرتبط است، اما معنای دقیق حقوقی یا فنی آن می‌تواند بسته به کشور و چارچوب حسابداری متفاوت باشد.


The auditors completed a review of the company’s accounts.

حسابرسان بررسی حساب‌های شرکت را کامل کردند.

The board received the financial review last week.

هیئت‌مدیره هفتهٔ گذشته گزارش بررسی مالی را دریافت کرد.

11

بخش نقد در روزنامه یا مجله

رسانه‌ایnoun

a part of a newspaper or magazine that contains articles about films, books, travel, famous people, and similar topics.

بخشی از روزنامه یا مجله که مقاله‌هایی دربارهٔ فیلم، کتاب، سفر، افراد مشهور و موضوعات مشابه دارد.


در بافت رسانه‌ای، the review می‌تواند به بخشی از روزنامه یا مجله اشاره کند که شامل مقاله‌ها و مطالبی دربارهٔ کتاب، فیلم، سفر، چهره‌های مشهور، فرهنگ و موضوعات مشابه است. این کاربرد معمولا به‌صورت مفرد می‌آید و به ساختار آن نشریه بستگی دارد.


Could you pass me the review section of the paper?

می‌توانی بخش نقد و فرهنگ روزنامه را به من بدهی؟

Her interview appeared in the weekend review.

مصاحبهٔ او در بخش نقد و فرهنگ آخر هفته چاپ شد.

12

مراسم سان نظامی

رسمی / نظامیnoun

a formal military ceremony in which forces are inspected by an important person.

مراسم رسمی نظامی که در آن یک شخص مهم از نیروها سان می‌بیند.


به‌عنوان اسم نظامی، review یعنی مراسم رسمی‌ای که در آن یک شخص مهم از نیروهای نظامی سان می‌بیند. این کاربرد در عبارت‌هایی مثل naval review دیده می‌شود و بیشتر در بافت رسمی یا تاریخی کاربرد دارد.


Several diplomats attended the naval review.

چند دیپلمات در مراسم سان نیروی دریایی شرکت کردند.

The military review was held to mark the anniversary of the victory.

مراسم سان نظامی برای گرامی‌داشت سالگرد پیروزی برگزار شد.

13

نمایش کمدی / revue

تخصصی / تئاترnoun

a revue; a type of theatre entertainment made of songs, dances, jokes, and short scenes.

نوعی نمایش سرگرم‌کننده شامل آواز، رقص، شوخی و صحنه‌های کوتاه.


در تئاتر، review می‌تواند به معنی revue باشد؛ نوعی نمایش سبک و سرگرم‌کننده که از آواز، رقص، شوخی، اسکچ و صحنه‌های کوتاه تشکیل می‌شود. این معنا تخصصی است و نسبت به معناهای مربوط به بررسی، نظر دادن یا مطالعه بسیار کمتر رایج است.


The theatre is staging a musical review this summer.

آن تئاتر امسال تابستان یک نمایش موزیکالِ سبک اجرا می‌کند.

The review included songs, jokes, and short comic scenes.

آن نمایش شامل ترانه، شوخی و صحنه‌های کوتاه کمدی بود.

14

تمرین یا جزوهٔ مرور

آمریکایی / آموزشیnoun

information or a practice exercise about a subject to be studied.

اطلاعات یا تمرین‌هایی دربارهٔ یک موضوع برای مطالعه و مرور.


در بافت آموزشی آمریکایی، review می‌تواند به معنی محتوای مرور یا تمرین‌هایی باشد که قبل از امتحان داده می‌شود. ممکن است یک برگهٔ تمرین، مجموعه‌ای از سوال‌ها، خلاصهٔ درس یا یک جلسهٔ کلاسی برای آماده‌سازی دانش‌آموزان باشد.


The teacher handed out a review for the final exam.

معلم یک برگهٔ مرور برای امتحان نهایی پخش کرد.

We completed the math review in class.

ما تمرین مرور ریاضی را در کلاس کامل کردیم.

The review helped me prepare for the test.

آن مرور به من کمک کرد برای امتحان آماده شوم.

15

بررسی حساب‌ها

تخصصی / مالیverb

to examine the accounts of a business to check that they follow accepted standards.

حساب‌های یک کسب‌وکار را بررسی کردن تا مشخص شود مطابق استانداردهای پذیرفته‌شده هستند.


به‌عنوان فعل در حسابداری و امور مالی، review یعنی دفاتر یا حساب‌های یک کسب‌وکار یا سازمان عمومی را بررسی کردن تا مشخص شود مطابق استانداردهای پذیرفته‌شده تهیه شده‌اند. این یک کاربرد تخصصی مالی است و نباید با review به معنی نقد یا نظر مشتری اشتباه گرفته شود.


The auditor reviewed the company’s books.

حسابرس دفاتر مالی شرکت را بررسی کرد.

The office reviews public agencies’ accounts every few years.

آن اداره هر چند سال یک‌بار حساب‌های نهادهای عمومی را بررسی می‌کند.

Grammar Notes

نکات دستوری

خلاصه‌ای از رفتار دستوری واژه‌ی Review، ترکیب‌های رایج و خطاهای پُرتکرار فارسی‌زبانان در استفاده از آن.

review به عنوان فعل

شکل ساده

review

سوم‌شخص مفرد

reviews

گذشته ساده

reviewed

قسمت سوم فعل

reviewed

حالت ing

reviewing

قاعده‌مند؟

بله

گذرا / ناگذرا

گذرا

الگوی کاربرد

review + noun/object

ترکیب‌های رایج "collocations"

review a policy

یک سیاست را بازبینی کردن

The school will review its attendance policy.

مدرسه سیاست حضور و غیاب خود را بازبینی خواهد کرد.

review a document

یک سند را بررسی کردن

Please review the document before the meeting.

لطفاً قبل از جلسه سند را بررسی کن.

review the results

نتایج را بررسی کردن

We need more time to review the results.

برای بررسی نتایج به زمان بیشتری نیاز داریم.

review your notes

یادداشت‌هایت را مرور کردن

You should review your notes before class.

باید قبل از کلاس یادداشت‌هایت را مرور کنی.

review vocabulary

واژگان را مرور کردن

Let's review the vocabulary from the last lesson.

بیایید واژگان درس قبلی را مرور کنیم.

خطاهای رایج فارسی‌زبان‌ها

I reviewed about the document.

I reviewed the document.

فعل review در این معنی معمولاً مستقیم مفعول می‌گیرد و بعد از آن about نمی‌آید.

Please review the document and send me your comments.

I will review to the lesson.

I will review the lesson.

بعد از review برای مفعول مستقیم از to استفاده نمی‌کنیم. می‌گوییم review the lesson.

I will review the lesson before the quiz.

The teacher reviewed us the vocabulary.

The teacher reviewed the vocabulary with us.

review مثل give دو مفعولی استفاده نمی‌شود. اگر بخواهیم بگوییم معلم چیزی را با ما مرور کرد، بهتر است بگوییم reviewed something with us.

The teacher reviewed the grammar with us before the test.

این‌ها را نیز ببینید